برای مشاهده بهتر مطالب سایت از مرورگر فایر فاکس یا کروم نسخه 38 استفاده کنید !

موسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلامی - موسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلامی

توحيد ذات، صفات، افعال و عبادت چيست؟

 

جواب:توحيد داراي مراتبي است که به اختصار بيان مي شود:

1- توحيد ذاتي‏

بسيارى از مردم مى‏گويند معنى توحيد ذات اين است كه خدا يك است و دو نيست، اين تعبير چنانكه در روايت اميرمؤمنان على «عليه السلام» آمده تعبير درستى نمى‏باشد، زيرا مفهومش واحد عددى است (يعنى دومى براى خدا تصور مى‏شود اما وجود خارجى ندارد) و مسلّما اين سخن نادرست است، صحيح اين است كه گفته شود معنى توحيد ذات اين است كه خدا يكى است و دومى براى او تصور نمى‏شود، يا به تعبير ديگر: خدا «شبيه و نظير و مانند» ندارد، نه چيزى به او شبيه است، و نه او به چيزى، چرا كه يك وجود بى‏نهايت كامل، داراى چنين صفتى مى‏باشد.

و به همين دليل، در حديثى مى‏خوانيم كه امام صادق«عليه السلام» از يكى از يارانش پرسيد: اىُّ شيى‏ء اللَّهُ اكْبَرُ: «مفهوم الله اكبر چيست»؟!

عرض كرد: اللَّهُ اكْبَرُ مِنْ كُلِّ شَيْى‏ءٍ: «خدا بزرگتر از هر چيزى است».

امام فرمود: فَكانَ ثَمَ شَيى‏ء فَيَكُوْنُ اكْبَرَ مِنْهُ: «آيا چيزى (در مقايسه با او) وجود دارد كه خدا از او بزرگتر باشد»؟!

عرض كرد: فَما هُوَ؟: «پس تفسير الله اكبر چيست؟»

امام فرمود: اللَّهُ اكْبَرُ مِنْ انْ يُوْصَفَ: «خدا بزرگتر از آن است كه به وصف آيد»[1]!

 

2- توحيد صفاتي‏

وقتى مى‏گوئيم: يك شاخه توحيد، توحيد صفات است، مفهومش اين است كه خداوند همان‏گونه كه ذاتش ازلى و ابدى است، صفات او همچون علم و قدرت و مانند اينها، ازلى و ابدى مى‏باشد، اين از يك سو از سوى ديگر اين صفات زائد بر ذات او نيست، جنبه عارض و معروض ندارد، بلكه عين ذات او است.

و از سوى سوّم صفات او از يكديگر جدا نمى‏باشد، يعنى علم و قدرت او يكى است و هر دو عين ذات او است!

توضيح اينكه: ما هنگامى كه به خودمان مراجعه مى‏كنيم مى‏بينيم در آغاز فاقد بسيارى از صفات بوديم، هنگام تولد نه علم داشتيم و نه قدرت، و تدريجاً اين صفات در ما پرورش يافت، به همين دليل مى‏گوئيم اينها امورى زائد بر ذات ما هستند، لذا ممكن است روزى فرا رسد كه ما باشيم و آن زور بازو، و علوم و دانشها كه داريم از ميان برود، و نيز به روشنى مى‏بينيم كه علم و قدرت ما از هم جدا است، قدرت جسمانى در بازوى ما، وعلم، در روح ما نقش بسته است!

ولى در خداوند هيچيك از اين معانى تصور نمى‏شود، تمام ذات او علم است، و تمام ذاتش قدرت، و همه چيز در آنجا يكى است، و البته تصديق مى‏كنيم كه تصور اين معانى براى ما كه فاقد چنين صفتى هستيم پيچيده و نامأنوس است و جز با نيروى منطق و استدلال دقيق و ظريف به آن راهى نيست.[2]

 

3- توحيد افعالى‏

يعنى هر وجودى، هر حركتى، هر فعلى در عالم است به ذات پاك خدا برمى‏گردد، مسبب الاسباب او است و علت العلل ذات پاك او مى‏باشد، حتى افعالى كه از ما سر مى‏زند به يك معنى از او است، او به ما قدرت واختيار و آزادى اراده داده، بنابراين در عين حال كه ما فاعل افعال خود هستيم، و در مقابل آن مسؤوليم، از يك نظر فاعل خداوند است، زيرا همه آنچه داريم به او بازمى‏گردد (لامؤثر فى الوجود الا اللَّه).

 

4- توحيد در عبادت‏

يعنى تنها بايد او را پرستش كرد و غير او شايسته عبوديت نيست، چرا كه عبادت بايد براى كسى باشد كه كمال مطلق و مطلق كمال است، كسى كه از همگان بى‏نياز است، و بخشنده تمام نعمت‏ها، و آفريننده همه موجودات، و اين صفات جز در ذات پاك او جمع نمى‏شود.

هدف اصلى از عبادت، راه يافتن به جوار قرب آن كمال مطلق، و هستى بى‏پايان، و انعكاس پرتوى از صفات كمال و جمال او در درون جان است كه نتيجه‏اش فاصله گرفتن از هوى و هوسها، و روى آوردن به خود سازى و تهذيب نفس است.

اين هدف جز با عبادت «اللّه» كه همان كمال مطلق است امكان پذير نيست.[3]



[1] . معانى الاخبار» صدوق صفحه 11 حديث 1.

[2] . تفسير پيام قرآن 3/ 274.

[3] . تفسير نمونه 27/ 446