واژه بدعت از ريشه «بدع» به معناى پديد آمدن چيزى است كه سابقه نداشته باشد. طريحى در مجمع البحرين در مورد اين اصطلاح مى گويد: «بدعت عبارت است از پديد آوردن چيزى در دين كه در قرآن و سنّت ريشه اى ندارد. بدعت را، از آن جهت بدعت مى گويند كه چون بدون آن كه صاحب شريعت آن مطلب را گفته باشد، در دين وارد گرديده است و از آنجا كه سابقه اى در دين نداشته، آن را بدعت مى گويند».
علامه مجلسى در اين خصوص مى گويد: «بدعت آن است كه چيزى پس از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) پديد آمده باشد و درباره آن نصى نرسيده باشد، نه به طور خصوص و نه عموم، از اين رو آنچه در عمومات داخل باشد، بدعت نيست».
بنابراين بدعت عبارت است از: «صدور حكم و يا عمل به حكمى به عنوان حكمى شرعى و دينى بدون آن كه آن حكم جزو شريعت بوده و يا از كتاب و سنّت، براى وقوع آن حجت و دليلى وجود داشته باشد».
بنابراين مراد از بدعت، هر امر جديدى نيست، چرا كه هر چيز جديدى باطل و حرام نيست بلكه بدعت مشمول مواردى است كه از جانب شرع نهى شده و يا دليلى ـ خواه به صورت عموم يا خصوص ـ بر جواز و صحت آن وجود نداشته باشد.
برخى در تفسير بدعت، سنت مسلمانان صدر اسلام را معيار قرار داده اند و هر كارى را كه آنان انجام نداده اند بدعت شمرده اند. به عنوان مثال ابن تيميه جشن گرفتن در روز ميلاد پيامبر(صلى الله عليه وآله) را بدعت مى داند، به اين دليل كه سلف صالح با وجود امكان انجام و فقدان مانع، چنين كارى نكرده اند.
همچنين ابن تيميّه در مورد بوسيدن مصحف مى گويد: «در اين مورد از سنت گذشتگان چيزى به ما نرسيده است».
در مورد اين نظريّه، تفتازاتى مى نويسد: «و منَ الجَهَلَةِ مَن يَجْعَل كُلَّ أَمْر لَمْ يَكُنْ فى زَمَنِ الصَّحابَةِ بدعة مذمومة و ان لم يَقُمْ دليلٌ عَلى قُبْحِه تَمسُّكاً بقوله7: اِيّاكُمْ وَ مُحْدَثاتِ الاُمور وَ لا يَعْلَموُنَ اَنَّ المرادَ بذلك هُوَ اَنْ يُجْعَلَ فى الدّينِ ما لَيس مِنْهُ عَصمنَا الله مِنْ اتّباعِ الهَوى»; برخى از افراد نادان، هر كارى يا عملى را كه در عصر صحابه مرسوم نبوده بدعت مذموم و ناپسند مى دانند، گر چه بر قبح آن دليلى اقامه نشده باشد. دليل آنان تمسّك به فرمايش پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) است كه فرمود: از كارهاى جديد پرهيز نماييد. در صورتى كه منظور از روايت، آن است كه آنچه از دين نيست نبايد در دين وارد شود. خداوند ما را از پيروى هواى نفس نگه دارد.
از آنچه در تعريف بدعت بيان شد، روشن مى شود كه هر عمل يا كارى كه مخالف با قرآن و سنّت باشد و يا هماهنگ با كليّات اسلام نباشد، بدعت به شمار مى آيد. از اين رو برگزارى مجالس جشن، عزا و سوگوارى در سالگردها، مُهر گذاشتن در نماز، جمع كردن بين دو نماز، زيارت اهل قبور، بناى بر قبور ائمّه و علماو امثال اينها، سنّت است نه بدعت. زيرا هر يك از اينها، داخل در عمومات و اطلاقات قرآن و سنّت است به عنوان نمونه جمع بين دو نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا را حنفى ها تنها در عرفات جايز مى دانند اما مالكى ها، شافعى ها و حنبلى ها، جمع بين دو نماز را در سفر جايز مى دانند و در بقيّه موارد درباره آن اختلاف دارند. و شيعيان، جمع بين دو نماز را در هر حال جايز مى دانند و مستند آنان علاوه بر آيه (اَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمسِ اِلى غَسَقِ اللَّيلِ...) رواياتى است كه از ائمّه رسيده است; چنانكه اهل سنت نيز در مورد جمع بين دو نماز روايت دارند. احمد بن حنبل در مسندش از ابن عبّاس نقل مى كند:
«صَلّى رَسوُلُ اللهِ فِى المَدينَةِ مُقيماً غَيرَ مُسافِرِ سَبْعاً وَ ثَمانياً».
همچنين جواز سجده بر خاك كه از روايات فراوانى به دست آمده و بدعت نمى باشد.